دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
577
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
جسته و گريخته و پراكندهاى است كه محصول ذهن شاعر دربارهء مناسبتها و روابط فرّار و گذرا است . بنابراين اشعار سبك هندى از يك طرف عمق و صميميت كمترى دارد ، و از طرف ديگر هوشمندانه و موشكافانه است . منتقدان اين دوره كيفيت موشكافانه آنرا مغفول ننهادهاند . آنها بدان با عنوان وقوعى اشاره كردهاند كه حاكى از حضور زنده ، بيان واقعى و طبيعى موقعيتهائى است كه در جريان تجارب عاشق رخ مىدهد . بيت زير از نظيرى حاكى از اين نكته است : به مهربانى او اعتماد نتوان كرد * كه تازه عاشقم و خاطرش به من صاف است « 1 » و يا ابيات زير از شرف جهان : چنان گويد جواب من كز آن گردد رقيب آگه * به مجلس گر من بيدل ازو حرفى نهان پرسم « 2 » و يا : نهان از او به رخش داشتم تماشايى * نظر به جانب من كرد و شرمسار شدم امّا گواينكه در اين سبك اينجا و آنجا با غزلهاى باشكوه و ابيات زيبا مواجه هستيم ولى اينها از تأثير عمومى آن نمىكاهد . شعر سبك هندى به لحاظ تأكيد بر محتوا و معناى سنجيده در ترجمه بهتر از شعر سبك عراقى و خراسانى درك مىشود « 3 » ، چون قواعد و اصول آن قابل فهم و درك است . در ترجمه ، زبان و خصوصيات صورى آنكه به تازگى و بداعت انديشه هماهنگى ندارد از بين مىرود و تا حدودى ناسازگار باقى مىماند . علت افول گسترش شعر تغزلى ايران از همان آغاز قابل درك و فهم و روشن است . اين شعر با شروعى منسجم و محكم و نشاطانگيز ( با شخصيتى نسبتا راضى و خشنود بهنام عاشق ) در شعرى احساسى و عاطفى با طرز بيان عالى متبلور شد و سرانجام در غزليات بغرنج مقطع پسين سبك هندى فرو رفت و بهتدريج توان عاطفى و شكوه زبانى خود را فرو گذاشت . در نهايت به گونه معما درآمد و در پرده از معانى پوشيده و صور خيال پروپيمان درغلتيد . چنين جريانى در تحول و توسعه هنر و ادبيات غيرمتعارف نبود . انواع نظريهها كه عمدتا ماهيت سياسى داشتند ، براى تعليل افول
--> ( 1 ) - نظيرى ، ديوان ، ص 50 ( شماره 79 ) . ( 2 ) - منقول در شبلى نعمانى ، جلد 3 ، ص 18 به نقل از آزاد بلگرامى ، كه معتقد است شرف جهان ( متوفى 962 / 1555 ) وزير طهماسپ اول از وقوعى شناخت داشته و بارها آنرا به كار گرفته است . ( 3 ) - رجوع كنيد به : LHP جلد 4 ، ص 164 .